ریشه نامگذاری
«اشنویه» در زبان محلی به معنای گیاه خوشبوی «دواله» است. فراوانی این گیاه در منطقه، دلیل اصلی این نامگذاری زیبا به شمار میرود.
مهد تمدن
تپه دینخواه
در ۲۴ کیلومتری غرب حسنلو و در جنوب غربی حوزه آبریز دریاچه ارومیه، تپه دینخواه با لایههای تمدنی از عصر مفرغ و آهن، یکی از شگفتیهای باستانشناسی ایران را در خود جای داده است. این تپه باستانی که نخستین بار توسط «بار استین» بررسی شد، در سال ۱۹۶۷ میلادی به سرپرستی دکتر رابرت دایسون آمریکایی مورد کاوش علمی قرار گرفت.
دادههای باستانشناسی قدمت این تپه را بین هزاره چهارم و دوم پیش از میلاد نشان میدهد؛ همعصر با تپههای تاریخی گویتپه در ارومیه و قرهتپه قزوین. آثار سفالین قرمز و نخودی دینخواه با نقوش سیاه و قرمز، ارتباط این منطقه را با تمدن بینالنهرین آشکار میسازد. از مهمترین دستاوردهای این تپه میتوان به سفالهای هزاره دوم پیش از میلاد، بقایای جانوری، قبرهای باستانی و مراحل آغازین ساخت شیشه اشاره کرد.
تاریخ
جغرافینگاران سدههای آغازین اسلامی، اشنویه را شهری حاصلخیز توصیف کردهاند. این شهر در طول تاریخ شاهد نبردهای بسیاری، از جمله جنگهای عثمانی و روسها بوده است. در سال ۱۳۲۰ قمری، زمینلرزهای شدید آسیب فراوانی به شهر وارد کرد.
هنری رالینسون، مأمور نظامی انگلیسی، در سال ۱۸۳۸ درباره اشنویه نوشت: «اشنویه در پای کوهستانهای بزرگ کردستان قرار گرفته و در آغوش کوهها، دشتی کوچک و بسیار بارآور و زیبا را تشکیل میدهد. آب گادر از میان درهای باریک و ژرف سرازیر میشود و دشت را دو بخش میسازد.» او تمامی اهالی آن زمان را کُرد معرفی کرد.
در دورههای بعد، اشنویه مسکن کردهای هزبانیان بود و تیرهای از آنان به نام روادیان، در آذربایجان و کردستان نفوذ داشتند. در سدههای ۷ و ۸ قمری، ولایات ارومیه و اشنویه سرنوشتی یکسان داشتند. مهمترین جاذبه طبیعی شهر، دره چلاشی و مهمترین آثار تاریخی آن، کتیبه و ستون کلهشین است.
جغرافیا
موقعیت جغرافیایی
اشنویه در مختصات ۴۵ درجه و ۵ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۲ دقیقه عرض شمالی و ارتفاع ۱۴۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است. شهرهای نالوس و پیرانشهر در جنوب، نقده در جنوب شرقی و ارومیه در شمال شرقی آن قرار دارند. مهاباد نیز از شهرهای نزدیک به اشنویه است.
شهر از دو بخش کوهپایهای با خانههای گِلی و کوچههای تنگ، و بخش جدید با خیابانهای منظم و ساختمانهای تازهساز تشکیل شده است. کوههای مرگهور و دشت بیل، جلگه اشنویه را دایرهوار در میان گرفتهاند و دو قله مشهور «راندوله» و «بابوله» بر شهر مشرف هستند.
آب و هوای اشنویه سرد و معتدل است: دمای تابستان حدود ۲۶٫۷ درجه و زمستان حدود منفی ۱ درجه سانتیگراد. میانگین بارندگی سالانه ۴۲۲ میلیمتر است که ۷۰ درصد آن در پاییز و زمستان میبارد.
رودخانه
رودخانه گادر از کوههای غرب اشنویه سرچشمه میگیرد و پس از طی ۱۰۰ کیلومتر و عبور از شهرستانهای اشنویه و نقده، به دریاچه ارومیه میریزد. این رود از سه شاخه اصلی (گادر، چم غلطان و اشنویه) تشکیل شده و سرانجام در جنوب شرقی بندر حیدرآباد به دریاچه میپیوندد.
مردمشناسی
بر اساس آخرین سرشماری (۱۳۹۵)، جمعیت اشنویه ۳۹٬۸۰۱ نفر است. ساکنان شهر را کُردها تشکیل میدهند که به زبان کردی سورانی (لهجه مکریانی و زیرلهجه اشنویهای) صحبت میکنند. لهجه اشنویهای به لهجه مهابادی شباهت دارد و بخشی از جمعیت را کُردهای کرمانج از ایلهای هرکی و شکاک تشکیل میدهند. همه اهالی مسلمان و پیرو مذهب اهل تسنن (شافعی) هستند.
محصولات
اشنویه با زمینهای حاصلخیز خود، بهشت کشاورزی شمال غرب ایران است. توتون آن در قدیم شهرت داشت و اولین سیگار ایرانی با نام «اشنو ویژه» از توتون این شهر تولید میشد. بیش از پنج هزار هکتار باغات سیب، گیلاس و زردآلو در این منطقه وجود دارد که گیلاس اشنویه زبانزد خاص و عام است. محصولات زراعی شامل گندم، نخود، چغندر قند، سیبزمینی، دانههای روغنی و در گذشته برنج گرده میشود. میوههای جالیزی نیز به صورت کشت دو فصله در این شهر عمل میآیند.
وقایع تاریخی
در ساعت ۲:۴۵ بامداد ۱۱ مرداد ۱۳۶۷، سه روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، شهر اشنویه توسط حزب بعث عراق با گاز خردل بمباران شیمیایی شد. این حادثه تلخ منجر به مصدومیت ۲۱۶۰ نفر از مردم شهر گردید.
وضعیت سیاسی
در جریان اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی (مهر ۱۴۰۱)، شهروندان اشنویه بخشهایی از شهر را از نیروهای نظامی تخلیه و فرمانداری را به تصرف خود درآوردند. با وجود استقرار مجدد نیروها، اعتراضات شبانه همچنان ادامه یافت.