نام
دشت سلطانیه از دیرباز مسکونی بوده و ریشههای آن به دوران مفرغ قدیم بازمیگردد. این منطقه در طول تاریخ با نامهای گوناگونی شناخته شده است. قدیمیترین نام آن «شرویاز» بوده که در سلجوقنامه ظهیرالدین نیشابوری از آن یاد شده است. در دوره حضور مغولان، این دشت «قنقور اولانگ» به معنای شکارگاه شاهین نامیده میشد. سرانجام در دوره اولجایتو، هشتمین سلطان ایلخانی، شهری جدید با نام «سلطانیه» یعنی محل اقامت شاه در این منطقه بنا نهاده شد.
تاریخ
از چمنزار تا پایتخت
پیش از آنکه سلطانیه به پایتخت تبدیل شود، چمنزاری گسترده و خنک بود که ایلخانان مغول برای شکار و استراحت تابستانی از آن استفاده میکردند. موقعیت استراتژیک این منطقه در مسیر عراق عجم و آذربایجان، همراه با آب و هوای مطبوعش، آن را به مکانی ایدهآل برای پایتخت آینده تبدیل کرد.
عصر طلایی سلطانیه
اولجایتو از سال ۷۰۲ هجری قمری ساخت شهر را با شور و شوقی وصفناپذیر آغاز کرد. هنرمندان، صنعتگران و بازرگانان از سراسر امپراتوری به این منطقه فراخوانده شدند. در سال ۷۱۳ هجری قمری، جشن باشکوهی به مناسبت تکمیل شهر برگزار شد و سلطانیه به دومین شهر بزرگ ایران پس از تبریز تبدیل گردید.
اولجایتو فرمان داد بارویی به طول سی هزار گام بسازند و درون آن، آرامگاهی باشکوه برای خود بنا کنند. نتیجه این اقدام، سازهای شد که امروز با نام «گنبد سلطانیه» به عنوان سومین گنبد بزرگ جهان شهرت دارد. برخی مورخان بر این باورند که انگیزه اولجایتو از ساخت این بنای عظیم، انتقال اجساد امام علی (ع) و امام حسین (ع) به این مکان بود، اما به دلیل مخالفت عالمان دینی از این تصمیم صرفنظر کرد.
مرکز علم و فرهنگ
سلطانیه تنها پایتخت سیاسی نبود، بلکه به یکی از مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد. مدارس شیعی، خانقاه چلبیاوغلو و تزئینات خاص گنبد با نامهای ائمه شیعه، نشان از برنامهای بلندپروازانه برای رقابت با شهرهای مذهبی عراق داشت. علامه حلی به دعوت سلطان اولجایتو در این شهر حضور یافت و مناظرات علمی پرشوری در مدرسه غیاثیه برگزار میشد.
مرکز تجارت جهانی
به نوشته کلاویخو، سفیر کاستیل در دربار تیمور، سلطانیه مرکز تجارت منطقه بود. تجار از هندوستان، بلوچستان و افغانستان کالاهای خود را به این شهر میآوردند. مروارید و سنگهای قیمتی از راه خلیج فارس به سلطانیه میرسید و روابط اقتصادی این شهر تا ونیز ادامه داشت.
افول و بازگشت
پس از مرگ اولجایتو و با لشکرکشیهای تیمور گورکانی، شکوه سلطانیه رو به افول نهاد. با این حال، این شهر تا دوران صفویه همچنان از مناطق مهم شهری و مراکز تجاری به شمار میرفت. در دوره قاجار، فتحعلیشاه شانزده تابستان را در سلطانیه گذراند و از آن به عنوان پایگاهی برای جنگهای ایران و روسیه استفاده کرد.
وضعیت طبیعی
جغرافیا
سلطانیه در مرکز استان زنجان، با ارتفاع ۱۸۸۰ متر از سطح دریا، در ۳۵ کیلومتری شهر زنجان واقع شده است. این شهر از شمال به طارم، از شرق به ابهر، از جنوب به خدابنده و از غرب به زنجان محدود میشود.
چمن سلطانیه
مرتفعترین نقطه فلات زنجان-ابهر، چمن سلطانیه، در ۲ کیلومتری شمال شهر قرار دارد. این چمنزار سردسیری با متوسط بارش ۴۲۹ میلیمتر، در شکلگیری شهر تاریخی نقشی حیاتی داشته است. جالب است بدانید در عمق حدود ۶۰ سانتیمتری این دشت، سنگ سفید سختی قرار دارد که از نفوذ آب به پایین جلوگیری میکند و چمنزار را همیشه سرسبز نگه میدارد.
آثار تاریخی
گنبد سلطانیه
بزرگترین گنبد آجری جهان و هفتمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، گنبد سلطانیه، شاهکاری از سبک معماری آذربایجانی است. این بنای باشکوه با ارتفاع بیش از دو هزار متر از سطح دریا، در فاصله ۳۶ کیلومتری زنجان و چهار کیلومتری جاده قزوین-زنجان قرار دارد. پس از کلیسای جامع مریم مقدس در فلورانس و مسجد ایا صوفیه در استانبول، این گنبد سومین گنبد تاریخی بزرگ جهان با مصالح بنایی است.
معبد داش کسن
در ارتفاعات اطراف سلطانیه و نزدیکی روستای ویر، محوطه صخرهای داش کسن قرار دارد. این معبد با معماری صخرهای و تحت تأثیر هنر چینی و ایرانی ساخته شده است. در بخش جنوبی معبد، تصویر دو اژدها به صورت قرینه نقش بسته که شباهت زیادی به نمونههای شرق دور و چین دارد. ساخت این بنا به دوره ارغون خان نسبت داده میشود و با گرویدن فرزندان او به اسلام، ناتمام ماند.
مجموعه تاریخی چلبی اوغلو
در فاصله ۵۰۰ متری جنوب غربی سلطانیه، آرامگاهی قرار دارد که در زبان محلی به «کچه بورک» یا کلاه نمدی معروف است. این بنا به شیخ براق بابا، از عارفان برجسته و نزدیکان دربار سلطان محمد خدابنده تعلق دارد. مجموعه چلبی اوغلی شامل دو بخش خانقاه و مقبره است و به یکی از مریدان جلالالدین رومی نسبت داده میشود. این اثر تاریخی به شکلی جذاب مرمت شده و حجرههای آن به اتاقهای هتلی شیک تبدیل شدهاند.
بقعه ملا حسن کاشی
در بخش جنوب شرقی محوطه تاریخی گنبد سلطانیه، آرامگاه ملا حسن کاشی، دانشمند برجسته حکمت الهی دوران شاه طهماسب صفوی، قرار دارد. این بنا با ساختاری هشتضلعی و تزئینات ظریف مقرنس معلق با رنگهای سفید و قهوهای، نمایی از معماری باشکوه دوران صفویه را به نمایش میگذارد.